|
ادبيات فارسي،
|
واژه های زیبای فارسی از قند شیرینتر است پس شهد
شیرین زبان مادریمان را بیش از پیش پاس داریم
و این بار برای شما هموطنان عزیزم غزلی دارم بنام
( چه می خواهی ) این غزل دوازده بیت است که ابیاتی از
آن تقدیم حضور شما عزیزان می کنم ![]()
به حیرتم ز من خسته پر چه می خواهی ؟
دلی بدادم و از من دگر چه می خواهی؟
قدی خمیده و روئی به زردی زر
تو خود قمرستی بگو ز زر چه می خواهی؟
مرا که تاب فراقی نباشد اندر کار
ازین کتاب پاره ی پر پر چه می خواهی ؟
تنم بپای تو افتاده در کشاکش هجر
مرا جنون جمالت ز سر چه می خواهی؟
مدام از ین دل دیوانه ام ندا آید
منم که از همه دیوانه تر چه می خواهی ؟
و گر به یک نظر افتاد بر جمال تو چشم
غرامتم تو از آن یک نظر چه می خواهی ؟
شنیده ام که کفایت کند تو جان مرا
ز جانم از تو بگو بیشتر چه می خواهی ؟
چه شوری از رخت افتاد بر دل منصور
اگر شوم ز تو شوریده تر چه می خواهی ؟
با آرزوی سلامتی و سرور و شادکامی برای
تمامی شما هموطنان عزیز و بزرگوارم
اسمان شعر و غزل بزودی با یک غزل از منصور بروز خواهدشد
غزل بعد که در پست اینده خواهد امد (روی نگار ) نام دارد که ۱۱
بیت است توجه شما عزیزان را به یک بیت ان جلب میکنم
من حسد دارم بر آن خاکی که باشد پای یار
لایقی خواهد که خاکی باشدت در رهگذار
منصور![]()