|
ادبيات فارسي،
|
واژه های شیرین پارسی از قند شیرینتر است
و اینبار غزلی برای شما عزیزان دارم بنام (چراگاه)
این غزل چهارده بیت است که ابیاتی از انرا خدمت شما
عزیزان تقدیم میدارم ![]()
گر که بزارد دلم زاری دل بر رواست
ور که نشیند بجور کس که نگوید چراست
چونکه برانی ز در این چه روش بر وفاست؟
گر که نشینی به پیش شرط کنم کی خطاست؟
ما بتو دل داده ایم جان منش بر قفاست
دل چو بشد پیش تو اول این ماجراست
ور که قبولم کنی بر تو نهم چشم راست
هر که گدائی کند پای گهت پادشاست
خیمه زدم بر درت وعده ی وصلی نخاست
دل به چراگاه تو روز و شبش بر چراست
بزارد : بمعنای ناله کردن.با صدای بلند گریه کردن .گریه زار کردن.موییدن
و اینهم دو بیت از غزلیست بنام (راز و نیاز)![]()
ای که از روی خوشت قبله کج افتاد و نماز
نتوان کرد مگر انکه بخوانندش باز
گر که بر مرغ صراحی سر قل قل بم گشت
زانکه کس نشنود از قل قل او راز و نیاز
که امید است ابیات مذکور مورد توجه شما
هموطنان عزیزم قرار گرفته باشد ارادتمند همه شما عزیزان
منصور![]()