|
ادبيات فارسي،
|
واژه های زیبای پارسی از قند شیرینتر است
پس شهد بی مانند آنرا پاس بداریم
متذکر می گردم که کلیه اشعار و غزلیات
مندرج در این وبلاگ که توسط اینجانب
منصور گروسی سروده شده ناقص میباشند
و کامل انها را می توانید در دیوان اشعارم
مطالعه بفرمائید
این بار غزلی برایتان دارم بنام (بیدار دلان)
این غزل یازده بیت است ![]()
پیش رویت همه گلهای چمن چون خارند
و ین چنین صورت زیبا دگران کی دارند ؟
پای آن سرو قد و دست بر آن قد چو سرو
خوش نماید بدمی جان ببرش بسپارند
عجب از چشم تو دارم شب و روزش چون ماه
به خمارست و کسان در بر آن بیدارند
حیف از آندم که تو باشی و سری در بر غیر
یا که چشمی به شبان با تو بهم بگذارند
چیدن میوه ی لعلت نشود جز که بهار
به زمستان دل و چشمی ببرش بگمارند
نشود گفت که منصور چه شیرین سخنست
سخن از روی تو بر شعر و غزل بسپارند
و غزلی دیگر که نام این غزل ( کعبه ی عشق است)
این غزل نیز ده بیت است ![]()
شریک شور غزل روی گل عذارانند
به تیر غمزه و چشمت بسی شکارانند
شراب اگر که نباشد نگاه تو باقیست
بر آن نگه که بسی مست . هو شیارانند
هر آنکه سر بتراشد بگرد تو حاجیست
قبول زمره به گردت چه رستگارانند
زنم رقیب و بسنگم که دور از آن باشی
منم به وعده ی قربان ز جان نثارانند
منم همیشه که محرم همیشه بر در عشق
بر آن درت که به تیر و دی و بهارانند
اگر چه بر سر منصور و حج به واجب شد
گدای کعبه ی روی تو تاج دارانند
در این قسمت ( یک رباعی یا دوبیتی ) ![]()
همه روزه درج و سروده روز قبل آن حذف
می گردد تا دوستانی که به وبلاگم می آیند با سروده
جدیدی تا پست بعد همراه باشند
منکه با دیدن رویت بزنم جار به بام
دیدن روی فریبا که نمودست حرام
گفته بودند مخور روزه تو انهم بصیام
منکه کارم شده افطار و تو کارت اکرام
پس خطا ما که نرفتیم و نکردیم حرام
خاصه در ماه حرام و لب یار و اطعام
اینهم سه بیت از یک غزل اخیرا سرودم
این غزل ۱۸ بیت است
منصور ![]()