|
ادبيات فارسي،
|
میلاد با سعادت منجی عالم بشریت را به هموطنان عزیزم
تبریک و تهنیت عرض مینمایم
واژه های زیبا و دلنشین فارسی از قند شیرینتر است
همانگونه که به شما عزیزان و نازنینان هموطن قول داده بودم
که یکی دو غزل از غزلهای از دل بر خاسته درج نمایم هم اکنون
اولین غزل که وزن و قافیه معمول را دارد اما از نهاد بر خاسته
عشق من ناز من از خانه ی من زود مرو
گل باغ دل و کاشانه ی من زود مرو
تا تو همراه منی این دل من آرام است
بهر آرامش دیوانه ی من زود مرو
آنچنانی تو مرا کز دل و جان می خیزم
نازنین . جان من از خانه ی من زود مرو
ز صدایت دل دیوانه ی من رام شود
مخملین نغمه و جان مایه ی من زود مرو
گر مسلمانی از ین است که بر ما رفته
بهر دین خود و پیمانه ی من زود مرو
مست آنروی تو گشتم به غزل افتادم
می من مستی و میخانه ی من زود مرو
لازم بذکر است قبلا نیز غزلی در همین وزن سروده ام که
این غزل از نظر شور دل بر آن برتری دارد اینغزل بیست و دو
بیت است که ابیاتی از آن تقدیم حضور شما عزیزان شد
و این هم مطلع غزل بعد که بشرط بقای عمر انشاالله
در آینده برای شما عزیزان هموطن خواهم آورد
بلبلی کاندر بهاران دیده ور گردد به گل
چون خزان آید ز بختش بیخبر گردد ز گل
همانگونه که آمد و گفتم سرایش اشعار صرفا بیان
احساس و برای فردی خاص سروده نشده است
=====================================
و شعر بعد از آن جهت حمیرای عزیز دستان بیمانند میباشد
حمیرا را صدا و نغمه ئی چون بلبلانست
گهی در مایه ی شور و گهی در اصفهانست
حال که سخن از آواز دلنواز حمیرا بمیان آمد چون
این غزل از همان غزلهائیست که هر بیتش میتواند
جای مطلع قرار گیرد نسیه را فدای نقد نمودم و ابیاتی
از غزل را خدمت شما هموطنان عزیز عرضه میدارم
حمیرا را صدا و نغمه ئی چون بلبلانست
گهی در مایه ی شور و گهی در اصفهانست
اگر صد عندلیب اندر خور این بوستانست
صدای این یکی همچون هزار دل ستانست
ندای بلبلان چون خوش بیاید جان ستانست
خوش آوازی که از نای تو آید نی ستانست
حمیرا بلبل بس خوش نوای خوش زبانست
خوشا ایران چنین گلهائی اندر گل ستانست
گلستان نوای ملک ایران باغ بانست
بنازم آن صدائی نغمه ی روح روانست
این غزل دوازده بیت است که شش بیت آن تقدیم شد
=========================================
آنجا که صحبت از خلقت بی مانند است
ودر آنجا که خود خالق بخود تبریک میگوید
صورتی آفریدم که مانند ندارد
منصور هم بشر ط عمر غزلی برایتان می اورد شور انگیز
این غزل اشاره به ایه فتبارک الله احسن الخالقین است
به سه بیت آن توجه فرمائید :
رویت ز ملاحت ببرم درد ولی درمانست
حسنت ز وجاهت نه غزل شاهد من قرآنست
شیوه ی چشم تو ما را سخن از زندانست
گوئی اندر پس این خالق آن خندانست
ابروی همچو کمانت به کمندم آورد
این کمانیست که داری تو و یا برهانست؟
منصور گروسی
واژه های زیبا و دلنشین پارسی از قند شیرینتر است
اینهم یک سروده در قالب شعر نو جهت غزلخوان خوش آوا گلپای
گل سرا پا دستان خوش آواز گلستان هنر ایران زمین
تو دستان خوش آوازی ؟
تو آن مرغ خوش آوائی ؟
تو رمز عشق و گلهائی ؟
دهانت دوست می دارم
خوش آوازی
خوش آوائی
تو گلپائی
به بزم عاشقان خوانا و شیدائی
الا..... ای بلبل خوش نغمه ی گلها
نه گلپا گل سرا پائی
به هر جا گل به پا خیزد تو بر پائی
شریک شور دلهائی
خوش آوا در همه جائی
تو دستان خوش آوائی
بخوان تا جان منصور از نوایت شاد میگردد
تو گلپا ئی ؟
نه گلپا گل سرا پائی
منصور گروسی