|
ادبيات فارسي،
|
خليج (((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((فارس )))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))ما نا خواهد بود
واژهاي زيباي پارسي انقدر شيرينند كه مجال قرار را از دل
مي ربايند پس پارسي را آنچنان پاس داريم كه در شنيدنش بيقرار
غزلي براي شما دوستان دارم بنام ( شربت مهر )
زلال صافي عشقم چنين شدم شيدا
مريد و همدم مهرم كه ناله شد بر پا
شريك شربت شورم ز باده ي دو لبت
ذليل روي چو ماهم اگر كنم بلوا
خطير خاطر رويت بداده در خطرم
كه من چو بلبل دستان به نغمه ام گويا
نصير و ناصر منصور گشته اي جانا
به يك نگه تو بجانم نموده اي سودا
اين غزل هشت بيت است كه چهار بيت انرا
تقديم حضور شما عزيزان نمودم
در سروده بعد نواهای روح نواز موسیقی زیبا و دلنشین ایرانی
(نوا . سه گاه. شور . بیات ترک . وگوشه های (درغم . بوسلیک
زنگ شتر )همگام با روی یار و آواز دهل به غزل دعوت شده اند
به سه بیت ان توجه کنید تا بعد ابیات بیشتری تقدیم شود
نگهم بر لبت امد دهنم آب افتاد
ابرویت بر قدم آمد کمرم تاب افتاد
وز خم ابروی تو من به نمازم همه دم
چه نیازی که مرا قبله به مهتاب افتاد
گفته بودند که آواز دهل زیر گلیم
لکن اینبار دهل در بر محراب افتاد
اینغزل ۱۵ بیت است که در اینده ابیات بیشتر ی ....
منصور گروسی
زبان زیبای پارسی انقدر شیرین است که مجال قرار را از دل
میرباید پس انچنان پاسش بداریم که در شنیدنش بیقرار میشویم
غزلیست با نام فریاد
آندم که تو بنشینی فریاد چه بر خیزد
وآنکس که تو را دیده کی گشته که بگریزد
مردم ز غم هجرت دارم سخنی با تو
کز قامت شیدایت این فتنه چه می خیزد
خوش باد مرا روزی از دست تو بگریزم
و ز روی گلت ای مه دائم غزلم ریزد
و ..........
منصور نه شب دارد هر روزه که تب دارد
کی قدرت این دارد از دست تو بگریزد
این غزل هفت بیت است که چهار بیت آن
تقدیم حضور شما عزیزان گردید
و اما سروده بعد غزلیست بنام (بی بال و پر)
به سه بیت آن توجه فرمائید
از غمت در بدرم من چه کنم هر شب و روز
وز رخت بی خبرم من چه کنم هر شب و روز
ابرویت طاق نماز دل غم باره شده
شده خم گر کمرم من چه کنم هر شب و روز
مرغ دل می کشدم در پی ان روی و جمال
بی تو بی بال و پرم من چه کنم هر شب و روز
کلیه اشعار این وبلاگ توسط منصور گروسی سروده شده است
و همانگونه که پیشتر نوشتم با اینکه همه ی هموطنان خوبم را
دوست دارم اما اشعار سروده شده ویژه هیچ کس نیست
و برای فرد خاصی سروده نشده است بلکه شعرای
عاشقانه سرا معمولا ایده الیست فکر می کنند
با دو بیت از غزلی دیکر شما عزیزان را بدرقه می نمایم دقت کنید
از قامت تو الف به خم امده است
وز شور تو بس غزل چه کم امده است
تاراج کنی هر چه دل آید پیشت
صد دل ببرت شاد و بغم آمده است