|
ادبيات فارسي،
|
واژه های پارسی شیرینتر از قند را پاس بداریم
هما نگونه که بشما نازنینان قول داده بودم اینک
غزل ( زود بیا )
مستی چشم تو امد ببرم زود بیا
آتش افتاده بدل ای صنمم زود بیا
شربتی ز ان رخ نازک نچشیدیم و هنوز
مهرت افتاده به جان و بدلم زود بیا
گر چه خواندم ز پی ات ایه اخلاص ز دل
همچو ابروی کمانت کمرم زود بیا
یوسف افتاده به چاه و که نظر خواهد کرد
به امید بوی ان پیرهنم زود بیا
منم ان شاخ که بی برگ و گلم همدم تو
ای که هستی همه ی برگ و گلم زود بیا
این غزل بیست بیت است که پنج بیت از انرا به حضور
شما گلهای عزیز و قشنگ تقدیم نمودم منصور گروسی
کلیه اشعار مندرج در این وبلاگ توسط منصور گروسی سرایش
گردیده و باز نویسی انها با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع است
پس از درج غزل بعد با مراجعه به ادرس شما عزیزان در نظرهای
این غزل برای ملاحظه ان دعوت خواهید شد به مطلع ان دقت
بفرمائید بیچاره شدم گوش من افتاد بدستت
با سلام امروز صبح قبل از هر کاری اومدم تا برای شما
گلهای نازنین وطنم غزل زود بیا را بنویسم اما وقتی
نگاهم به نوازش نظرهای شما گلها افتاد مرغک دل منصور
از شرمنده گی محبت شما سر درپر شد واین غزل را سرود
چه دلنشین و دلپذیر است که واژه های پارسی
شیرینتر از قند را با هم پاس بداریم
و با این وصف غزل ( زود بیا ) را بعد برایتان می نویسم
وطنم..هموطنم ...بی تو... مبادا...که......تنم
نا زنین گلهای ایرانم چو جانم دوست دارم
با تما می دل و بیش از توا نم دوست دارم
منکه گشتم مرغک عشق گلستان غزل
با دلم با دیده ام با استخوانم دوست دارم
وین گلستان را بناز از دیده ها پنهان کنم
چون پرم چون شهپرم چون اشیانم دوست دارم
گر بمیرم زنده گردم بعد از انم مرگ را
ور دو صد جان باشدم تا پای جانم دوست دارم
گر توانم پر بگیرم تا روم بر بام عشق
نازنینانم ز دل تا کهکشانم دوست دا رم
ور که اوازی ز من گردد که تا قافم رود
همره اواز خود من با دهانم دوست دارم
در بر ایران خود ای هموطن می خوانمت
من تو را با عشق وبا جان و جهانم دوست دارم
مهرت افتاده چنان در خانه ی دل بی بدیل
هموطن روی تو را چون دیده گانم دوست دارم
فکرمن ان شد بمیرم بهر تو در راه عشق
همچو منصور و چو جانش بی گمانم دوست دارم
تقدیم به همه نازنینان هموطنم که منصور را با نظر هایشان
بیتاب میکنندچون برخی از شما هم انتظار غزل(زود بیا) را
دارید یک بیت ان که در نظرم هست برایتان مینویسم تا..
گر چه خواندم ز پی ات ایه اخلاص زدل
همچو ابروی کمان ات کمرم زود بیا
تا دیداری دیگر همه شما نازنینان را بخدا می سپارم
غزلی دیگر با واژه های پارسی شیرینتر از قند
بر فت
نازها کرد و بدل ما چه خریدیم و برفت
گر بر ان سرو چمانش نچمیدیم و برفت
شد شکن در شکن ازروی چو ماهش چه بناز
سر ان طره که ما سیر ندیدیم و برفت
رخ همچون مه او عشوه بدل می فرمود
عشو ها از روی ان گل بخریدیم و برفت
گفته بودند تر نج اید و دستان ببرند
نه که دستان ز رخ اش دل نبریدیم و برفت
شده مستغرق ان جلوه بسی جان و دریغ
جان بدادیم و ز او دل نخریدیم و برفت
و ......... اینغزل ۱۲ بیت است غزل بعد اتشکده
در غزلی که قبلا برای شما عزیزان نوشتم (زود مرو )
اما در غزل اتشکده که بزودی برایتان خواهم نوشت
( زود بیا ) غزل قابل توجهی است (زود بیا ) را بزودی
خواهید خواند غزل زود بیا (اتشکده) ۱۲ بیت است
و اینبار با گل واژه های پارسی شیرین تر از قند
خاتون
خاتون من ای هموطنم مهر دل افروز تو داری
بر چهره ی همچون گل خود شیوه ی نوروز تو داری
دارم بدلم من سخنی با تو و پنهان نتوانم
آن روی تو گل باشد و دل محرم و پر سوز تو داری
با هر قدمت ای گل من شیوه ی بهروز بپا خاست
گو ئی بکمندت چو غزل صد دل پیروز تو داری
و ..............
زبان پارسی ناموس ارتباط فارسی گویان با هم است انرا پاس بداریم
یک غزل با گل واژه های پارسی شیرینتر از قند
گوئی همه عالم ز دم ات مست شرابست
زآن نشئه هنوزم دل من در تب و تابست
لب نیست که داری تو بران صورت زیبا
انگار که یاقوت یمن در تک ابست
انگشت نگارین تو در جلوه گل نیست
خون دل بیچاره من همچو خضابست
و ..........................
همانگونه که قبلا بعرض هموطنان عزیزم رسانده ام کلیه اشعار مندرج
در این وبلاگ ناقص میباشد و در صورتیکه شما هموطنان عزیزم
مایل به داشتن سروده ای بطریق خوشنویسی از اینجانب هستید
با گذاشتن ادرس خود در قسمت پیغام خصوصی ان سروده کامل
برای شما هموطن از گل بهترم ارسال خواهد شد
ارادتمند منصور گروسی
یک غزل با واژه های پارسی شیرینتر از قند
این مرغ صراحی که ز قل قل بفغانست
دانی که به پیش من و تو نامه رسانست
و ین خشت که بر فرق سرش پا بگذاری
لعل لبی و ابروی یک ماه کمانست
بر خیز و مکن فکر تعلل تو در این عمر
پیمانه تسلسل طلبد صورت جانست
و ..............................
سرایش ۴ / ۵ / ۱۳۸۶
و اینک یک مستزاد با گلواژه های پارسی شیرینتر از قند
از ناوک مژگان اگرم تیر به کارست
از دست قرارست
تشریف تو ما را همه بر بوس و کنارست
چون بوی بهارست
گر غمزه عاشق کش ان ماه دلفروز
افتاده به نوروز
دل اتش و چشمم همه چون دانه نارست
از مهر تو هر روز
و...........................................
..................
منصور که روزش ز رخت چون شب تارست
ز ان لاله عذارست
واژه های زیبای پارسی را که از قند شیرینتر است پاس بداریم
شور من مهر من از خانه من زود مرو
تو ازین کلبه و کاشانه من زود مرو
هر چه مانی تو اگر پای تو بر چشم منست
از کنار دل مستانه من زود مرو
مکن ان کار که من بی خود و ویرانه شوم
همنشین من و جانانه من زود مرو
و.............................................................
چشم منصور ز رویت همه روشن گردد
روشنی بخش من و خانه من زود مرو
اینغزل ده بیت است سرایش ۱۵ / ۳ / ۸۷
وبعد برای شما عزیزان مستزادی دارم از بطن واژه های
چون گل زیبا و از قند شیرینتر اما خلیج همیشه فارس است
غزلی دیگر با واژه های پارسی شیرینتر از قند
بلبل و ناله بهاران چه کند گر نکند
گل وان نغمه هزاران چه کند گر نکند
من و دلدادگی و هجر وی ایام بهار
چشم من گریه چو باران چه کند گر نکند
زلف اشفته چنان کرده دلم برسر خویش
حالتم زار و پریشان چه کند گر نکند
و .................................
من و منصور بگفتیم و دگر باره چنین
هر چه خواهد بکند عشوه به کارم نکند
غزلی برای شما عزیزان دارم با گلواژه های چون قند پارسی
پارسی گویان چو قند از بر خورند
هندیان طوطی به زندان می برند
شعر حافظ لفظ خواجو و ادیب
گل فروشان گل از ایشان می خرند
چون بسعدی گشت فرمان کلام
از گلستان مرغ خوش خوان می برند
چون به طوس امد مدار کار ما
شربت مهرش به ایران می برند
شعر منصور ار شده لفظی وزین
من که باشم لفظ ایشان میبرند
سرایش شد در ۵ / ۴ / ۱۳۸۵