|
ادبيات فارسي،
|
اسمان شعر و غزل بزودی با تضمینی بر بلندترین![]()
سروده ی سعدی شیرازی که ترجیع بندی است ![]()
مشتمل بر دویست و بیست و نه بیت بروز می گردد![]()
که طبعا تضمین این ترجیع بند نیز چهار صد و پنجاه و هشت بیت خواهد بود
شوری دگرم بر سر این نظم هوا خاست
دل رفت و سرم قول و غزل را چه بیاراست
اما چه کنم در بر آن شیخ سخن ساز
گنگ آمده ام من سخنم را نشدی راست
منصور ![]()
با تشکر از وبسایت وزین شاعران معاصر ایران زمین
که سروده ی شور مثنوی را درج نموده اند از دوستانی که
مایلند سروده ی ( شور مثنوی ) را ملاحظه بفرمایند
میتوانند در اینجا مطالعه بنمایند لازم به ذکر است که
این ابیات مثنوی فی البداهه سرایش و تایپ گردیده است
منصور ![]()
نظر به اینکه انجمن محترم تخصصی آریاییان اولین انجمنی است که اشعار
این وبسایت را با لینک و ذکر منبع درج نموده است بدینوسیله از
این انجمن محترم تقدیر و تشکر بعمل می آید و جا دارد که
با قطعه ئی از کاربران عزیز و محترم انجمن تخصصی آریاییان
تشکر نمایم باشد که این انجمن محترم سرمشقی گردد برای
سایرین و حریم شعرا و نویسندگان را محترم بدارند
این انجمن از مهر و هنر پا برجاست
گر صد چو منی رو به وی آرند رواست
نامش چو بیاید دلم آباد شود
زیرا که در آن حرمت و مهر است و وفاست
تقدیم با تشکر به انجمن تخصصی محترم و کاربران عزیز آریاییان
لازم به ذکر است که نام انجمن تخصصی محترم آریاییان
با افتخار در لینک دوستان اسمان شعر و غزل قرار گرفت
همچنین از سایت تفریحی اموزشی پی سی دیتا تشکر میشود
که اشعار این وبسایت را با ذکر نام شاعر درج می نمایند
منصور ![]()
نام غزل : غم دل
ابیات : ده بیت
مطلع ![]()
نه جوانان ز فراق تو همی دلگیرند ![]()
بلکه بر رنج وصالت چه روان بس پیرند ![]()
نام غزل : فریاد
ابیات : هشت بیت
آندم این چشم خمارت دل من داد به باد ![]()
ز همان لحظه زدم من ز دل و گل فریاد ![]()
متاسفانه بعلتی که در ذیل آمده از درج ابیات بیشتر معذورم
منصور ![]()
بعلت سرقت بی رویه اشعارم توسط سارقین تا اطلاع
ثانوی تعطیل است
منصور همه ی شما را از صمیم قلب دوست دارد حتی انها که اشعارم را سرقت میکنند
همچون برادر خود دوست دارم اما این موارد را حمل بر نداشتن فرهنگ از طرف بعضی
می دانم که اینترنت وامکانات دارند اما ظرفیت استفاده از امکانات را ندارند
توجه شما را به ذیل صفحه شماره ۲۴ جلب مینمایم لینک تالار گفتگوی سزار و دوستان
شخص با فرهنگی بنام فرهاد جم شعر (فرجام جام ) را بسرقت برده و بنام خودشان
بجای بیا منصور و بر راه دگر شو قید نموده بیا فرهاد و بر راه دگر شو
و همچنین توجه شما کاربر گرامی را به نظرات همین پست جلب مینمایم
پا یدار ما نید و شاد منصور![]()
این واژه ی زیبای سخن بیش ز قند است ![]()
با سلام خدمت دوستان عزیزی که مایلند غزلی کامل از اینجانب ملاحظه بفرمایند
وبسایت وزین اشعار اصیل پارسی از شاعران معاصر ایران زمین
محبت نموده و غزل ( شب و خیال ) را درج فرموده اند
لازم به ذکر است که این غزل فی البداهه سروده شده
با تشکر از وبسایت شاعران معاصر ایران زمین
غزل (شب و خیال ) اینجاست
منصور ![]()
نام غزل : شیرین و شور
ابیات : ده بیت
نمک شور است و شورت در جهان ریخت
چه کس شیرینی و شوری هم آمیخت ؟
عجب اینست و گل شد شور و شیرین
گلی دیده کسی طعمی بر انگیخت ؟
چه حالی آمد از منصور و این نظم
کمان ابرویت دل را به هم ریخت
نام غزل : زار نظر
ابیات : هشت بیت
مطلع ![]()
سر من بر قدمت بسته شدم گر بدمت
نتوانم که روم کن نظری از کرمت
نام غزل : زخم دل
ابیات : دوازده بیت
مطلع ![]()
زخمی به دل افتاده بشستن نتوانم
با روی خوشت من ننشستن نتوانم
مطلع چهار غزل ![]()
خواب و مهتاب
خواب آمده ای ور چه که تعبیر نه این بود
گفتی که بمانم تو بگو عهد همین بود ؟
باز و شکار
در دست تو من گرچه چو کبکی که اسیرم
ای باز شکاری مکن آن کار بمیرم
عار یار
مفلسی کردم برش او مفلسان را خوار داشت
حیرت از ما کی بود یار از گدایان عار داشت
نذر پاک
نذر کردم من اگر غم ز دلم پاک شود
این قدم تا در میخانه چه چالاک شود
آب جگر سوز
ساقی بده آن آب دلارای جگر سوز
مطرب تو بزن راه دگر بر دلم امروز
چشم مهمان نواز ![]()
حلقه حلقه طره ات با دل چه بازی می کند ![]()
شعله شعله آتشی گردن فرازی می کند ![]()
شرحه شرحه گر جگر شد با تو گویم شرح درد ![]()
هرشب آن چشمان تو مهمان نوازی می کند ![]()
قطره قطره خون دل خوردم ولی درد فراق
کی شود ؟ آن طاق ابرو هم نمازی می کند ![]()
این غزل ده بیت است خدا نگهدار منصور ![]()
طریق عشق کجا می توان به پا پیمود ![]()
نظر به سر بکند آنکه میرود به سجود ![]()
.
خلیج (((((((((((((((((((((((((((((( ز یبا ی فارس )))))))))))))))))))))))))))))))))) ما نا ست
.
این واژه ی زیبای سخن بیش ز قند است ![]()
.
اهنگ وصال ![]()
و ین حکایت به عبارت نتوان گفت به دوست
که دلی دارم و اندر پی یک سلسله موست
چشم دل در بر او رفته و چشمان سرم
چشمه ای چون نبود ؟جاری ازین چانه چو جوست
نزنم تا بزند او دمی اهنگ وصال
داد هجران که تو منصوری و دل عربده جوست
این غزل ده بیت است
.
هلال ابرو ![]()
غزلی ملمع و هشت بیت است
الی محبوبنی عن حالنی ذکر اللیالی
فذکری کالغریب مفلس افسرده حالی
وگر زیبا رخان را باشدی بر احتیالی
فقل منصورک عن عشقها فی الاشتعالی
فرجام جام ![]()
کمان ابرویت دل را فنا کرد دگر چشمت ببین با ما چه ها کرد ؟
عجب کاری شده چشمم بدیده ولی بد بخت دل را مبتلا کرد
بیا منصور و بر راه دگر شو از او بگذر که دل بس ماجرا کرد
این غزل هم یازده بیت است
و با یک رباعی از منصور تا دیداری دگر بار خدا نگهدار
در سینه ی ما بار غم اندوخته اند
بر قامت دل لباس غم دوخته اند
انان که چنین جفای بی حد کردند
نی خانه ی ما بلکه خود افروخته اند
منصور ![]()
.
صلای مستان تضمینی برغزلی از سعدی شیرازی ![]()
آنکه بر مستان صلائی می زند
یا که مستی دست و پایی می زند
مطربی هم گر نوائی می زند
جملگی دم بر خدایی می زند
بلبلی بی دل نوائی می زند
باد پیمایی هوایی می زند
ور گدایان جز نخوانندی خدای
پادشاهان را گدا شد رهنمای
کاروان عشق اگر شد بی درای
عشق و در دل برنشستی بیصدای
کس نمی بینم ز بیرون سرای
و اندرونم مرحبائی می زند
چونکه مهر اید رود در تار و پود
خرمن دل سوزد از بود و نبود
و آن زمان افتد به اقصای وجود
سر بخاک افتد کند بر او سجود
اتشی دارم که می سوزد وجود
چون بر او باد صبائی می زند
این تضمین بیست و چهار بیت است ![]()
.
اگر من جای گل بودم ![]()
شبی سرد و زمستانی
و یا کولاک و بارانی
اگر من جای گل بودم
درون لانه ی یک بلبل سر در پر تنها
و یا در خانه ی یک عاشق دلداده ی رسوا
خودم را هست میکردم
دلش سرمست می کردم
اگر من جای گل بودم
برای کودکی تنها بدون مادر و بابا یتیمی یکه در دنیا
بدستش پرپر و بویم بکفش پاره اش تا هست می کردم
در آن دستان بی مادر ز فقر و گشنگی لاغر
دو صد جانم فدای لحظه ای ز آن شصت می کردم
دلش سرمست می کردم
و یا بر گردن یک کودک تنهای بی بابا
خودم آویز می کردم
چه حلق آویز می کردم
دلش از بوی خود لبریز می کردم
بجای بودن بابا چه گل ناچیز می کردم
اگر منصور بیدل یک گلی باشد خداوندا چه میگردد ؟
ز الطافت که حتی ذره ای هم کم نمی گردد
خدایا رحمتی فرما
الهی فرصتی فرما
مرا هم رخصتی فرما
گلی باشم
برای شادی و وصل دلی یا بلبلی باشم
برای کودکی حتی دمی شور آوری باشم
چه می گردد ؟
که گل هم مرهمی گردد ؟
ز لطفت کم نمیگردد
این سروده ای است بلند
.
شکار دل ![]()
ما نکو را که نکوهیده ندیدیم زیار
ور بدارم بکشد در بر او شد پندار
من و منظور ندارم بجز از دیدن یار
گر حضورش بحصول اید و منصور کنار
مردم چشم وی ام گشته چنان مردم دار
کارش افتاده کمانی و به تیری و شکار
این غزل هشت بیت است
با مطلعی از یک غزل شما عزیزان را به دادار بی یار سپرده تا درودی دگربار بدرود
اب حیوان گر سکندر اندر آن ظلمت ندید
روز روشن از لب لعلت که ان بتوان چشید
توجه ![]()
آنچه کردم ببر گوش تو ای گل فریاد
گر بدیوار بگفتم سر تمکین می داد
گوئی آن گوش کرافتاده و این ناله خلاف
هر چه گفتم نشد و ساز دل از شور افتاد
نظر به اینکه اشعار این وبسایت اخیرا بدون ذکر نام شاعر و منبع در موارد متعدد
مشاهده شده لذا کاربران محترمی که در تالارهای گفتمان اینترنتی خصوصا تالارهای
! - مشاعره تالارهای نیک صالحی
۲ - مشاعره ما یوزارسیف هستیم
۳ - مشاعره تالار مهندسان
۴ - مشاعره کلبه موزیک
۵ - مشاعره دهکده
۶ - مشاعره کلوب فریاد
۷ - کانون گفتمان قران
۸ - مشاعره مدیر ده هزار پستی
۹ - سایت تبیان
۱۰ - زیباترین اشعار عاشقانه
۱۱ - دیوان خندان
۱۲ - تالار گفتمان شعرا و عرفا
۱۳ - تالار تبادل نظر پرنیان مشاعره
۱۴ - مشاعره کلوب مصطفی
۱۵ - تالارهای عمومی عاشقانه ها
۱۶ - ثبت نام ازدواج موقت و دوست یابی
۱۷ - کلوب مینا جعفری دنیا
۱۸ ـ انجمن تخصصی شعر امانی کامیاب
۱۹ - انجمن و تالار گفتمان پر نیاز
۲۰ - کلوب گفتمان سنور مرز
۲۱ - تالار گفتمان دهستان گلاب ازوار
۲۲ - تالار گفتمان امیر ارسلان
۲۳ - تالار و انجمن گفتگوی سناتور ها
به تمامی تالارهای و وبلاگهاهم اعلام مینمایم اشعار شعرا را با ذکرمنبع و لینک بنگارید
۲۴ - این یک تالار گفتگوست بیافرهاد و برراه دگرشو بجای(بیامنصور و براه دگرشو )
این تالار گفتگوی اینترنتی است بنام ( سزار و دوستان ) براستی باین چه میگویند ؟
شخصی بنام (فرهاد جم ) این سروده را بنام خودشان نقل نموده اند
و تضاد در شخصیت به حدیست که خودش را مدیر اکو لینک گفتگوی ازاد می نامد
و از طرفی این همه بچه گانه تفکر داشتن که شعر
را سرقت کند و در حضور همه در تالار اینترنتی بیا فرهاد و بر راه دگر شو
به نظر شما عزیزان کاربر و دوستان عزیز ایا میتوانند شاعران دروبسایت شعر بنگارند ؟
لازم به ذکر است که همین محترم با فرهنگ اشعار دیگری نیز از شعرا نقل نموده اند
سرقتهای ادبی به چنین صراحت موجب گردید تا نا چار انها را در وبلاگ لینک و درج نمایم
همدلان عزیز و گرانمایه بر حذر باشند که انها هم از چنین سرقتهایی محفوظ نیستند
سعی ام این بود که بیشم ببرت بنشینم
ولی از بخت بدم پای دگر می بینم
هر چه کردم بگریزم ولی انگار نشد
یادت آخر مگرم دل بدهد تسکینم
و با تشکر از سایت نی نی سایت موج مثبت فری خانم عزیز و گرامی
که محبت فرموده اند و اولین نفری هستند در تالارهای اینترنتی
اشعار اینجانب را با نقل ذکر نام شاعر درج نموده اند از ایشان بسیار سپاسگزارم
منصورگروسی ![]()